آش دندوني
قرار بود يكشنبه آش دندوني بپزم كه پختم.gif)
قرار بود بيام از آشم بنويسم كه ... مي دونم دير شد.... sorry.gif)
و اما...
يكشنبه آش دندوني رو گذاشتم با اين دستور
لوبيا 2 ليوان
نخود 2 ليوان
ماش 2 ليوان
گندم پوست كنده 2 ليوان
عدس 2 ليوان
همشون رو از ظهر روز قبل خيسونده بودم
صبح زود لوبيا و نخود رو بار گذاشتم
يك ساعت بعد بقيه مواد را اضافه كردم
براي اينكه لعاب گندمش ته نگيره بعد از اضافه كردن گندم هم نزدم
ساعت 9 زير قابلمه رو خاموش كردم و گذاشتم خوب جا بيفته
ساعت 10 هم توي ظرفهاي يكبار مصرف كشيدم و ظهر هم دم در تك تك فاميلا دادم
اونروز روز شلوغي بود و منم دست تنها بودم
خوهارها و زنداداشم سركار بودن و مادرم هم رفته بود فيزيوتراپي


اون روز واقعا روز شلوغي بود
همون موقع كه مشغول پخت و پز بودم مامور آمار اومد بعدشم اومدن پرده هارو بزنن
بعد از ظهرش جايي دعوت بوديم براي دعاي عرفه شبش هم يكي از فاميلاي شوشو دعوت كرده بود براي جهاز دخترش كه البته من ساعت 6 بعد ازظهر خبر دارشدم.gif)


آش دندوني
